محمد الريشهري

359

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )

داشت كه ابو جعفر حتّى آنچه را ميان او و كنيزانش مىگذشت ، به او مىگفت ، و ابو جعفر ، ماهانه سى دينار روزى مقرّر او كرده بود و اين افزون بر مبالغى بود كه بزرگان و سركردگان شيعه مانند خاندان فرات و غير ايشان به خاطر مقام و جايگاه و الا و بلندش نزد شيعه به او مىرساندند . از اين رو ، ابو القاسم نزد شيعيان ، جايگاه والاترى يافت ؛ زيرا مىديدند چگونه پدرم ( ابو جعفر عَمرى ) او را از خواصّ خود قرار داده و وى را نزد آنان مورد اعتماد شمرده و فضيلت ، ديندارى و تحمّلش را نسبت به اين امر ، نشر داده است . از اين رو زمينه در همان روزگار حيات پدرم برايش آماده شد تا آن كه در وصيّتش ، به جانشينى او تصريح شد . بدين جهت ، كسى در كار او شك و اختلاف نكرد ، مگر كسى كه از اوّل به كار پدرم ، ناآگاه بود ، هر چند كسى را از شيعه نمىشناسم كه در او ترديد كرده باشد ، و اين را از چند تن از نوبختيان - كه خدا رحمتشان كند - مانند ابو الحسن بن كبرياء و غير او شنيده‌ام . « 1 » 630 . كمال الدين - به نقل از ابو جعفر محمّد بن على اسود - : من اموالى را كه وقف ناحيه مىشد ، براى ابو جعفر محمّد بن عثمان عَمرى مىبردم و او آنها را از من تحويل مىگرفت . روزى در اواخر عمرش ( دو يا سه سال پيش از وفاتش ) اموالى را برايش بردم ؛ امّا او به من فرمان داد كه آنها را به ابو القاسم روحى بسپارم . من [ آنها را به او سپردم و ] قبض رسيدش را از او مىطلبيدم ؛ امّا او به ابو جعفر عَمرى شِكوه كرد و ابو جعفر به من فرمان داد كه از او قبض نخواهم و گفت : هر چه به ابو القاسم برسد ، گويى به من رسيده است . پس از آن ، اموال را براى او مىبردم و قبض‌هايش را از او نمىخواستم « 2 » . « 3 »

--> ( 1 ) . الغيبة ، طوسى : ص 372 ح 343 ، بحار الأنوار : ج 51 ص 355 . ( 2 ) . شيخ صدوق ، مؤلّف كتاب كمال الدين مىنويسد : « نشانه‌اى كه در اين حديث است ، آگاهى [ ناحيهء مقدّسه و وكيل او ] از مبلغ رسانده شده به او ( ابو القاسم روحى ) و بىنيازى از قبض رسيد است و اين جز به امر الهى نمىشود » . ( 3 ) . كمال الدين : ص 501 ح 28 ( با سند معتبر ) ، الغيبة ، طوسى : ص 370 ح 338 ، بحار الأنوار : ج 51 ص 354 .